پورتال اندیشمندان علوم انسانی و اسلامی ::thinkers.tebyan.net
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 53274
تعداد بازدید : 2248

رجعت چیست ؟

در قرآن نیز درباره این موضوع آمده است: )وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا ممَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ ([7] ؛ «روزی که از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، محشور می کنیم و آنها بازداشته خواهند شد». مرحوم طبرسی از قول بعضی از اساتید مثل شیخ طوسی می گوید: مراد از این آیه رجعت است؛ چون فرموده که گروهی را محشور می کنیم، و الاّ اگر مراد قیامت بود، باید می گفت: همه را محشور می کنیم؛ چنان که در قیامت همه بدون استثنا محشور می شوند: )وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا([8]؛ «همه را در صف محشر از قبرها برانگیزانیم و یکی فرونگذاریم».

معنای لغوی و اصطلاحی

در لغت «رجعت» مصدر مرّه از ماده «ر ج ع» و به معنای یک بار بازگشت است[1] و در اصطلاح علم کلام، به این معناست که گروهی از مردگان، مقارن با قیام جهانی حضرت مهدی(عج) و پیش از بر پایی رستاخیز، به دنیا باز می گردند و از نظر امامیه، عقیده به بازگشت ائمه معصوم(ع) و مؤمنان محض و کافران محض پس از ظهور حضرت ولی عصر (عج) را رجعت می نامند؛[2] همچنان که در حدیث آمده و از رفاعة بن موسی نقل شده است که امام صادق(ع) فرمود: «اولین کسانی که به دنیا برمی گردند، حسین بن علی(ع) و یارانش و یزید بن معاویه و یارانش هستند، و همه آنها را از اول تا آخر می کشد».[3] سپس امام صادق(ع) این آیه را تلاوت فرمود: )ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاکُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیرًا ([4].

رجعت، یکی از عقاید مسلم و تردید ناپذیر شیعه است که بر آیات قرآن کریم و احادیث معصومان(ع) استوار است و از زمان پیامبر اکرم(ع) مورد توجه و تأکید بوده است و با مخالفت هایی مواجه بوده؛ تا آنجا که برخی وقوع آن را غیر ممکن می دانند، اما فرمان رجعت همانند فرمان ظهور از ناحیه مقدس پروردگار متعال صادر می شود.

شیعه با ادله مختلف که برگرفته از قرآن، حدیث، دلیل اجماع و عقل است، رجعت را پذیرفته است و به بیانی، رجعت را «قیامت صغرا» می داند، ولی رجعت را شیعه جزء اصول دین نمی داند و منکر آن را کافر ندانسته است،[5] اما این مسئله به قدری دارای اهمیت است که امام صادق(ع) می فرماید: «کسی که به رجعت ایمان نداشته باشد، از ما نیست».[6]

در قرآن نیز درباره این موضوع آمده است: )وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا ممَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ ([7] ؛ «روزی که از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، محشور می کنیم و آنها بازداشته خواهند شد». مرحوم طبرسی از قول بعضی از اساتید مثل شیخ طوسی می گوید: مراد از این آیه رجعت است؛ چون فرموده که گروهی را محشور می کنیم، و الاّ اگر مراد قیامت بود، باید می گفت: همه را محشور می کنیم؛ چنان که در قیامت همه بدون استثنا محشور می شوند: )وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا([8]؛ «همه را در صف محشر از قبرها برانگیزانیم و یکی فرونگذاریم».

زمان رجعت

روایات گوناگونی که دلالت بر رجعت دارند، در یک معنا با هم اتحاد دارند و آن، این است که سیر نظام دنیایی به سوی روزی است که در آن آیات الهی به بالاترین و کامل ترین شکل ظهور خواهد کرد و در آن روز، گناهی وجود ندارد و شیطان قدرت اغواگری نخواهد داشت و همه عبادت ها خالصانه برای خدا خواهد بود و حق از باطل جدا می شود. در چنین روزی بعضی از اولیای الهی و برخی از دشمنان خدا که از دنیا رفته اند، رجعت خواهند کرد.

با این توضیح، روشن است که زمان دقیق رجعت را با ذکر سال و ماه و روز آن نمی توان معلوم کرد،[9] اما به طور کلی، بر اساس آنچه از روایات و کلمات علما به دست می آید، پیش از رستاخیز و در زمان حکومت حضرت مهدی(عج) اتفاق می افتد.

رجعت کنندگان

سید مرتضی (ره) در این باره می گوید: «آنچه شیعه به آن اعتقاد دارد، این است که خداوند هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهی از شیعیان را که از دنیا رفته اند، به دنیا بر می گرداند».[10] با این توضیح روشن شد که رجعت مانند معاد نیست که عمومی باشد، بلکه مخصوص کسانی است که با ایمان محض یا کفر خالص از دنیا رفته اند و یکی از شواهد این ادعا، فرمایش امام صادق(ع) است که فرمود: «رجعت عمومی نیست، بلکه جنبه خصوصی دارد و تنها گروهی بازگشت می کنند که ایمان یا شرک خالص داشته اند».[11]

از رجعت کنندگان، عده ای هستند که در روایات نامشان آمده است و جزء افراد رجعت کننده شمرده شده اند که در اینجا اجمالاً اشاره ای به آنها می شود. مفضل بن عمر از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود: «با قائم(عج) 27 نفر از پشت شهر کوفه خروج می کنند، پانزده نفر از قوم موسی که هدایت شدند و به حق گرویدند(اشاره به آیه )وَمِن قَوْمِ مُوسَی أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ([12] (دارد)، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع بن نون، سلمان، ابودجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر. اینان یاران حضرت مهدی هستند.[13]

طبری در دلائل الامامة نام سیزده زن را نقل می کند که برای یاری رساندن به امام زمان (عج) و مداوای مجروحان و پرستاری بیماران، زنده می شوند و نام آنها را امام صادق(ع) بیان داشت و فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیة، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده، امّ خالد احمسیه، امّ سعید حنفیه، صیانه ماشطه و امّ خالد جهنیه».[14] همینطور در منتخب البصائر از دو زن به نام «وتیره» و «احبشیه» نام برده شده که از اصحاب و یاران حضرت قائم (عج) شمرده شده اند.[15] همچنین در مورد نقش زنان از امام صادق(ع) سؤال شده که فرمودند: «زخمی ها را مداوا و از بیماران پرستاری می کنند؛ همچنان که همراه رسول خدا(ع) بودند».

روشن است که این افراد هر کدام شایستگی هایی دارند و اکثر آنان از آزمون های الهی سرافراز بیرون آمده اند؛ همچون «صیانه» که مادر چند شهید بود و خود نیز با وضعی جان سوز به شهادت رسید. برخی دیگر چون «سمیه»، در راه دفاع از عقیده اسلامی خود، سخت ترین شکنجه ها را تحمل کردند.

اکنون به معرفی دو تن از این بزرگواران می پردازیم.

1. زبیده

وی همسر هارون الرشید و از شیعیان بود. هنگامی که هارون از عقیده او آگاه گشت، سوگند یاد کرد که او را طلاق دهد. او به انجام کارهای نیک معروف بود. در زمانی که یک مشک آب در شهر مکه یک دینار ارزش داشت، او، حجاج و شاید هم مردم مکه را سیراب کرد. او با کندن کوه ها و احداث تونل ها، آب را از خارج حرم از فاصله ده مایلی به حرم آورد. زبیده، صد کنیز داشت که همگی حافظ قرآن بودند و هر کدام وظیفه داشتند تا یک دهم قرآن را بخوانند؛ به گونه ای که از منزل مسکونی او صدای قرائت قرآن، همانند زمزمه زنبورهای عسل بلند بود.[16] یکی از بانوانی که در عصر حضرت قائم(عج) زنده گردد، احتمالاً این بانو است.

2. امّ خالد

هنگامی که استاندار عراق، (وسف بن عمر) زید بن علی را در شهر کوفه به شهادت رسانید، دست امّ خالد را نیز به جرم شیعه بودن و تمایل به قیام زید قطع کرد. ابوبصیر می گوید:

خدمت امام صادق(ع) بودیم که ام خالد با دست بریده شده آمد. حضرت فرمود: «ای ابا بصیر! آیا میل داری سخن ام خالد را بشنوی؟» عرض کردم: آری و به آن شادمان می گردم. امّ خالد نزد حضرت مشرف شد و سخنانی عرضه داشت. من او را در کمال فصاحت و بلاغت یافتم. حضرت(ع) نیز در مسئله ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.[17]

آری، آنان دلسوختگانی هستند که با رشادت های خود ثابت کردند که می توانند گوشه ای از بار سنگین حکومت جهانی اسلام را بر دوش کشند. امام صادق(ع) در روایتی دیگر فرمودند:

«امام حسین و یاران شهیدش جزء رجعت کنندگان هستند».[18]

در روایات، افراد ذیل هم در شمار یاران آن حضرت ذکر شده اند:

1. کسانی که چهل صباح «دعای عهد» را بخوانند؛[19]

2. کسانی که هر شب سوره «اسراء» را قرائت کنند؛[20]

3. هر کس شبیه سلمان فارسی باشد در عمل؛[21]

4. همه شهیدان اسلام؛[22]

5. همه مؤمنان خالص؛[23]

6. پیامبران نیز در روایات متعددی جزو رجعت کنندگان اند. عده ای با امام حسین(ع) و بقیه مستقلاً رجعت می فرمایند.[24]

اولین کسی که رجعت می کند، امام حسین(ع) است که این بزرگوار در صبح روز «عاشورا» خطاب به اصحاب خود می فرمود: «به خدا سوگند! اگر ما را بکشند، یقیناً بر پیامبرمان وارد خواهیم شد و تا زمانی که خواست خدا باشد، در آن عالم می مانیم. سپس من اولین کسی خواهم بود که زمین برایش شکافته می شود و همزمان با قیام قائم ما و رجعت امیرالمؤمنان(ع) و زندگی مجدد رسول الله(ع)، رجعت خواهم کرد».[25]

امکان رجعت

رجعت مانند محشور شدن در قیامت است. همان خدایی که همه را در قیامت محشور می کند، برای رجعت عده ای را برمی گرداند. در طول تاریخ نیز بارها مردن و زنده شدن و برگشتن اموات دیده شده است. در قرآن آمده: «شخصی از بنی اسرائیل که کشته شده بود، زنده شد».[26] همچنین در قرآن برگشتن عزیر پیامبر(ع) بعد از صد سال به زندگی آمده است.[27]

قدرت بی نهایت خداوند ایجاب می کند همان گونه که توانسته است انسان را از نطفه به وجود آورد، پس از مردن نیز بتواند او را دوباره زنده کند؛ زیرا قدرت خدای متعال بر همه ممکنات احاطه دارد و احدی از پیروان ادیان آسمانی در این امر تردید ندارد.

بنابراین اگر کسی بخواهد امکان رجعت را انکار کند، باید به یکی از دو امر گردن نهد: یا قبول کند که زنده شدن مردگان حتی در روز رستاخیز به طور کلی محال است، که التزام به این امر، مخالف اصل پذیرفته شده عقلی و دینی معاد است. یا اینکه قدرت خداوند را در مورد زنده کردن مردگان نفی کند؛ در حالی که هیچ شکی در قدرت خداوند وجود ندارد و این مطلب در امت های گذشته بارها رخ داده است.

با توجه به اینکه هیچ دلیل متقنی بر ناممکن بودن رجعت وجود ندارد، انکار آن بدون دلیل سفسطه و برخلاف اصول مسلم فلسفه است.

در حقیقت این بحث در ذیل مباحث قیامت قرار می گیرد و به همان دلایلی که روز رستاخیز ثابت می شود، امکان رجعت هم قابل اثبات است. علاوه بر آن، ادله جداگانه ای هم دارد. بنابراین هر گونه تردید در مورد امکان رجعت، در واقع تردید در مورد قیامت است.[28]

آیت الله مکارم شیرازی می گوید: بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا، از محالات نیست؛ همان طوری که احیای جمیع انسان ها در قیامت کاملاً ممکن است ... و سخریه در برابر آن همانند سخریه در مورد معاد است؛ چرا که عقل چنین چیزی را محال نمی بیند و قدرت خدا آن چنان وسیع و گسترده است که همه این امور در برابر آن سهل و آسان است.[29]

علاوه بر این، بهترین دلیل بر امکان یک چیز وقوع آن است؛ چنان که قرآن کریم بازگشت گروهی از مردگان امت های گذشته را بیان فرموده است. کیفیت رجعت را هم این گونه می توان بیان کرد که خداوند در رجعت انسان ها را با همان صورت انسان کاملی که قبلاً بوده، بر می گرداند و این گونه نیست که رجعت کنندگان دوباره تولد پیدا کنند؛ زیرا محال است چیزی که بوده و به کمال رسیده، دوباره به عدم بر گردد.[30]

فلسفه رجعت

با استفاده از آیات و روایاتی که در باب رجعت وارد شده است، به چند حکمت اشاره می کنیم:

1. رسیدن به تکامل

از آنجا که عده ای از مؤمنان خالص به خاطر موانع و مرگ های غیرطبیعی از ادامه این مسیر معنوی (تکامل مطلوب) بازمانده اند، حکمت خدای حکیم ایجاب می کند که آنان به دنیا برگردند و سیر تکاملی خود را به پایان برسانند. امام صادق(ع) می فرماید: «هر مؤمنی که کشته شده باشد، به دنیا برمی گردد تا (بعد از زندگی مجدد) به مرگ طبیعی بمیرد و هر مؤمنی که مرده باشد به دنیا بر می گردد، تا کشته شود (و به ثواب شهادت برسد)».[31]

2. کیفر دنیوی

گروهی از منافقان سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز، باید به مجازات هایی در این جهان برسند؛ نظیر عذاب هایی که بعضی از اقوام سرکش دیدند. آیه )وَحَرَامٌ عَلَی قَرْیَةٍ أَهْلَکْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا یَرْجِعُونَ([32]؛ «حرام است بر شهرهایی که در اثر گناه نابودشان کردیم، بازگردند. آنها هرگز بازنمی گردند»، اشاره به این معنا دارد؛ چرا که عدم بازگشت را در مورد کسانی می گوید که در این جهان به کیفر شدید خود رسیده اند و از آن روشن می شود گروهی که چنین کیفرهایی ندیده اند، باید بازگردند و مجازات شوند.[33]

بنابراین، هدف از بازگشت مجدد این دو گروه (مؤمنان و منافقان)، تکمیل سیر تکاملی برای دسته اول و تنزّل به پست ترین درجه ذلت برای دسته دوم است و از اینکه رجعت عمومی نیست و اختصاص به مؤمنان و کافران محض دارد، روشن می شود که این دو مورد از حکمت های اصلی رجعت است.[34]

3. یاری دین

دین اسلام بر همه ادیان غلبه می یابد و حکومت عدل الهی به دست توانمند و با کفایت قائم آل محمد(عج) جهانی می شود. خداوند می فرماید: «همانا فرستادگان خویش و مؤمنان را در دنیا و روزی که شاهدان برخیزند، یاری خواهیم کرد».[35] از ظاهر این آیه استفاده می شود که این نصرت دسته جمعی انجام می شود، نه به صورت فردی، و از آنجا که چنین نصرتی تا کنون تحقق پیدا نکرده است، قطعاً در آینده تحقق خواهد یافت؛ زیرا وعده الهی تخلف ناپذیر است. لذا امام صادق(ع) در تفسیر آیه می فرمایند: «به خدا سوگند، این نصرت در رجعت است؛ چرا که ائمه و بسیاری از پیامبران(ع) در دنیا کشته شدند و کسی آنها را یاری نکرد. این مطلب در رجعت تحقق خواهد یافت».[36]

4. انتقام و قصاص مستقیم

افرادی در این دنیا بوده اند که از تمامی حقوقشان محروم گشته و مظلومانه به قتل رسیده اند، بدون اینکه حق آنان گرفته شود. از حکمت های رجعت این است که خداوند هر دو طرف را به دنیا بر می گرداند تا شخص مظلوم، داد خود را از ظالم بگیرد. از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود: «مردمی که مرده اند، به دنیا بازگشت خواهند کرد تا انتقام خود را بگیرند. به هر کس آزاری رسیده، او به مثل آن قصاص می کند و هر کس خشمی دیده، مانند آن انتقام می گیرد و کسی که کشته شده، برای تقاص خون خود بر می خیزد. برای این منظور، دشمنان آنان نیز به دنیا بر می گردند تا مظلومان، خون ریخته شده خود را تلافی کنند و بعد از کشتن آنها سی ماه زنده می مانند، سپس همگی در یک شب می میرند؛ در حالی که انتقام خون خود را گرفته اند و دل هایشان شفا یافته است. دشمنان آنها به سخت ترین عذاب دوزخ مبتلا می شوند».[37]

5. انتقام امام زمان از دشمنان

انتقامی که به حضرت نسبت داده شده، به معنی مجازات کردن و کیفر دادن سردمداران کفر و نفاق و شرک است، نه به معنی کینه توزی و فرونشاندن هوا و هوس های درونی. امامان معصوم ما از چنین هوس هایی پاکیزه هستند. انتقام به معنی کیفر، هیچ منافاتی با مقام امام(ع) ندارد؛ همان طور که خداوند هم از مجرمان انتقام می گیرد و این گونه انتقام به معنی مجازات در برابر کارهای ناشایست است و به هیچ وجه در آن کینه توزی مطرح نیست.

یکی از لقب های امام عصر(عج) «منتقم» است.[38] اگر او نمی توانست دشمنان اسلام را کیفر دهد یا در برنامه او انتقام وجود نداشت، هرگز چنین لقبی به او نمی دادند. در روایتی آمده است که: وقتی در روز عاشورا امام حسین(ع) و اصحابش به دست یزیدیان به شهادت رسیدند، ملائکه الهی بسیار ناراحت شدند و به درگاه خداوند شکایت بردند. آفریدگار توانا در ضمن نشان دادن نور وجود حضرت مهدی(ع) فرمود: «بذلک القائم أنتقم منهم؛[39] به سبب این قائم از قاتلان حسین(ع) انتقام خواهم گرفت».[40]

هدف رجعت؛ انتقام یا اصلاح؟

اولاً، حکومت امام مهدی(عج) به منظور اقامه عدل و قسط جهانی، همراه یاران مؤمن و توانمند و دارای عقلانیت کامل، آغاز می شود و با زبان تبلیغ و جهاد علمی قبل از جهاد نظامی، با رویکرد صلح طلبانه همچون پیامبر(ع) به ترویج دین اسلام و دعوت به آن می پردازد. در این میان وجود افراد جنگ طلب که با انگیزه های ظالمانه دست به ستیز مسلحانه و ایجاد ناامنی می زنند، قهر و انتقام الهی را می طلبد. از این رو، اولین هدف حکومت مهدی(ع) دعوت به صلاح و صلح، و آخرین گزینه او قیام مسلحانه است؛ چرا که همواره مهر امام بر قهر او غلبه دارد. از سویی هم این جنگ کاملاً ناخواسته است و امام را در این جنگ وادار به مقابله به مثل خواهد کرد.

امام مهدی(ع) بسان پیامبر(ع) نهضت خود را با دعوتی آشکار آغاز می کند و همانند پیامبر به انهدام انحرافات و جهالت ها می پردازد. بنابراین روح اسلام با برنامه های متعالی خود همواره در پی صلح و دوستی و مداراست، نه جنگ و خون ریزی و ناامنی.[41]

ثانیاً، افراد مؤمن، یک عمر تحت فشار طاغوت به سر برده و ناراحتی هایی را متحمل شده و بدون انتقام و قصاص از دنیا رخت بربسته اند. از این رو، هرچند طاغوتیان به سزای اعمالشان می رسند، اما انتقام از آنان در مقابل چشم مظلومان نبوده و ناراحتی آنها بر طرف نشده است. پس این احتمال می رود که خداوند برای تسلّی خاطر آنان، ظالمان را زنده گرداند و گوشه ای از عذاب را در پیش چشم مؤمنان به آنان بچشاند و این خود مضمون روایتی است که می فرماید: «یرجع المؤمن لزیادة الفرح و السرور و الکافر لزیادة الغمّ و الهمّ».

ثالثاً، یکی از آرزوهای هر مسلمان این است که در رکاب پیامبر اکرم(ع) و امامان معصوم(ع) باشد که در رجعت، مؤمنین خالص به این آرزو می رسند.[42]

فواید رجعت

فواید رجعت بسیار است که بعضی را اهل بیت(ع) در تفسیر آیات قرآن برای ما بیان فرموده اند و بعضی از آن فواید هم منحصر به حکمت الهی است که علم ما به آن معطوف نگردیده است، که ما اجمالاً به چند فایده رجعت می پردازیم.

فایده اول: تحقق وعده الهی طبق آنچه در قرآن کریم بیان فرموده است و آن، اقامه حکومت متقین بر اهل زمین و جبران محرومیت آنها از حقوق واقعی و مسلمی است که ظالمان، غاصب آن بوده اند؛ همان گونه که امام صادق(ع) به مُفضّل فرمود:

«ای مفضل! اگر شیعیان ما در قرآن تدبر کنند، در فضیلت ما شک نکنند. مگر نشنیده ای این آیه را که )وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ([43]. (سپس حضرت فرمود:) والله که تنزیل این آیه در بنی اسرائیل است و تأویلش (تفسیرش) در رجعت ما اهل بیت(ع) است».

فایده دوم: خوشحالی مؤمنان در مقابل عذاب و گرفتاری دنیا برای منکران ائمه(ع) و صاحب الامر(ع).

فایده سوم: اینکه رجعت، مقدمه ای برای قیامت و روز رستاخیز است.

فایده چهارم: اثبات این مدعا که اگر کافران را دوباره به دنیا برگردانند، آنها باز به انکار حق و روش خود ادامه خواهند داد و ایمان نخواهند آورد و حجت بر آنها تمام می گردد.

فایده پنجم: اثبات این مدعا که حق، همیشه پیروز و باطل، نابود شدنی است، و این موضوع را زمان روشن خواهد کرد و پیروزی حق، با رجعت ثابت می شود.

فواید دیگری هم وجود دارد که دانش امروز به آن پی نبرده است.[44]

پایان رجعت

از حدیث مفضل بن عمر بر می آید که پایان رجعت، قیامت است، با همه اوصافی که خداوند در قرآن برایش ذکر کرده است.[45]

پی نوشت ها

1 . لسان العرب ،ابن منظور، ج8، ص114.

2 . رجعت از نظر شیعه، نجم الدین طبسی، ص15.

3 . بحار الانوار، ج53، ص76.

4 . اسراء/6.

5 . 200 پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، سید جعفر موسوی نسب، ج2، ص276.

6 . بحارالانوار، ج53، ص92.

7 . نمل/83.

8 . کهف/47.

9 . بحارالانوار، ج53، ص59.

10 . همان، ص138.

11 . همان، ج5، ص39.

12 . اعراف/159.

13 . بحارالانوار، ج53، ص90.

14 . دلائل الامامة، ص484.

15 . بیان الائمه، ج3، ص338.

16 . تنقیح المقال، ج3، ص70.

17 . معجم رجال الحدیث، ج14، ص23، 108و 176.

18 . بصائر الدرجات، ص48.

19 . بحارالانوار، ج53، ص95.

20 . معجم احادیث امام مهدی(عج)، ج5، ص122.

21 . دلائل الامامة، ص237.

22 . تفسیر عیاشی، ج2، ص112؛ بحارالانوار، ج53، ص295.

23 . غافر/51.

24 . الشیعه و الرجعة، ج2، ص92.

25 . بحارالانوار، ج53، ص63.

26 . بقره/73.

27 . بقره/ 260.

28 . معارف مهدوی، دبیرخانه دائمی اجلاس دو سالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی(عج)، ص244.

29 . تفسیر نمونه، ج15، ص556.

30 . الهیات، جعفر سبحانی، ج4، ص292.

31 . بحارالانوار، ج53، ص40.

32 . انبیاء/95.

33 . تفسیر نمونه، ج15، ص560.

34 . رجعت، محمدرضا ضمیری، ص55.

35 . مؤمن/51.

36 . الزام الناصب، علی یزدی حائری، قم، موسسه مطبوعاتی حق بین، 1397ق.

37 . مهدی موعود، علی دوانی، (ترجمه ج13 بحارالانوار، ص1188.

38 . بحارالانوار، ج52، ص376

39 . همان، ج37، ص294.

40 . معارف مهدوی، ص246 250.

41 . همان، ص253 و 254.

42 . 200 پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، ص275.

43 . قصص/5.

44 . 200 پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (عج)، ص277 و 278.

45 . ظهور نور، ترجمه ای از کتاب الشموس المضیئه، علی سعادت پرور، مترجم: سیدمحمد جواد وزیری فرد، ص257.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :