پورتال اندیشمندان علوم انسانی و اسلامی ::thinkers.tebyan.net
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 207157
تعداد بازدید : 793

پنج شاخص مهم « انقلابی گری»

باید با استفاده از تجربه مذاکرات هسته ای یعنی اثبات ضرورت بی اعتمادی به امریکا، مسیر حرکت و پیشرفت کشور را ادامه داد.امام خمینی «مؤمنِ متعبدِ انقلابی» بوده چرا که امام بزرگوار، « مؤمن به خدا « ، « مؤمن به مردم»، «مؤمن به هدف» و « مؤمن به راهی بود که او را به این هدف می رساند».امام، « امامِ انقلابی » بود و همین صفت علت اصلی عصبانیت قدرتهای مادی از ایشان است.قدرتها از کلمه انقلاب و انقلابی گری ملت ایران به شدت هراس دارند و علت اصلی فشارهایی که در طول سالهای متمادی با بهانه های مختلف از جمله موضوع هسته ای و حقوق بشر به ملت وارد شده است ، خصوصیت انقلابی گری ملت ایران و نظام اسلامی است.

پنج شاخص مهم  « انقلابی گری» از دیدگاه مقام معظم رهبری مدظله العالی :

باید با استفاده از تجربه مذاکرات هسته ای یعنی اثبات ضرورت بی اعتمادی به امریکا، مسیر حرکت و پیشرفت کشور را ادامه داد.

امام خمینی «مؤمنِ متعبدِ انقلابی» بوده چرا که امام بزرگوار، « مؤمن به خدا « ، « مؤمن به مردم»، «مؤمن به هدف» و « مؤمن به راهی بود که او را به این هدف می رساند».

امام، « امامِ انقلابی » بود و همین صفت علت اصلی عصبانیت قدرتهای مادی از ایشان است.

قدرتها از کلمه انقلاب و انقلابی گری ملت ایران به شدت هراس دارند و علت اصلی فشارهایی که در طول سالهای متمادی با بهانه های مختلف از جمله موضوع هسته ای و حقوق بشر به ملت وارد شده است ، خصوصیت انقلابی گری ملت ایران و نظام اسلامی است.

خارج شدن ایران از کنترل قدرتها , نظام اسلامی را به الگوی الهام بخش ملتها تبدیل کرده است و در اینجا مسئله اساسی این است که امامِ انقلابی ، کشور را از بسیاری از منجلاب ها از جمله «منجلاب های وابستگی ، فساد سیاسی ، فساد اخلاقی ، حقارت بین المللی، عقب ماندگی های علمی، اقتصادی و فناوری و آقا بالا سری امریکا و انگلیس» نجات داد و در مسیر حرکت کشور و ملت ، تغییری بزرگ ایجاد کرد.

انقلاب و انقلابی گری برای همه دورانهاست و انقلاب یک رود جاری است و همه کسانی که براساس شاخصهای انقلابی گری عمل کنند ، انقلابی هستند حتی جوانانی که امام (ره) را هم ندیده باشند.

باید توجه داشت طرز تفکری که انقلابی گری را مساوی افراطی بودن می خواند، و مردم را به «تندرو» و «میانه رو» تقسیم می کند یکی از خطاها بوده و چنین دو گانه هایی که سوغات بیگانگان و سخن دشمنان است نباید وارد فرهنگ سیاسی کشور شود.

خطای دیگر در موضوع انقلابی بودن و انقلابی گری , توقع داشتن یک میزان انقلابی گری از همه کسانی که در مسیر شاخصها و جهت گیری های انقلاب حرکت می کنند و اصل بر این است که شاخصهای انقلابی گری وجود داشته باشد.

ممکن است فردی نسبت به مفاهیم انقلاب و عمل انقلابی ، بهتر حرکت کند و فرد دیگری با شدت و جدیت او حرکت نکند اما هر دو انقلابی هستند و نمی توان هر فردی را که در مسیر شاخص های انقلاب قرار دارد اما خوب حرکت نمی کند، متهم به غیرانقلابی گری و ضد انقلاب بودن، کرد.

رهبر انقلاب سپس در تبیین معیارهای اصلی انقلابی گری به تشریح پنج شاخص عمده پرداختند:

1 )  پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی

2 ) هدف گیری مستمر آرمانها و همت بلند برای رسیدن به آنها

3 ) پایبندی به استقلال همه جانبه کشور

4 ) حساسیت در برابر دشمن و تبعیت نکردن از او

5 ) تقوای دینی و سیاسی

 

1 )  پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب اسلامی

اعتقاد به اسلام ناب در مقابل اسلام امریکایی ، اصلی ترین نکته این شاخص است.

اسلام امریکایی دو شاخه «اسلام متحجر» و «اسلام سکولار» دارد که استکبار از هر دو شاخه حمایت می کند.

«اعتقاد عمیق به محور بودن مردم » را از دیگر مبانی انقلاب هست , در نظام اسلامی، رأی و خواست و اهداف و منافع مردم  اصل است و اعتقاد واقعی به این حقایق ، از ضروریات انقلابی گری است.

«پیشرفت ، تحول و تکامل » از دیگر ارزشهای اساسی انقلاب بوده و فرد انقلابی نیز به این ارزش اعتقاد دارد و هر روز در پی تحول و بهتر شدن اوضاع است.

« حمایت از محرومان و اقشار ضعیف » و « حمایت از مظلومان جهان» نشانگر انقلابی گری یعنی پایبندی به اصول و مبانی انقلاب است .

اگر این پایبندی و به تعبیر قرآن « استقامت » وجود داشت ، حرکت مسئولان و نظام در تندباد حوادث نیز، مستقیم و مستحکم خواهد بود، وگرنه به «عمل گرایی افراطی» دچار می شویم و با هر حادثه ای، مسیر و جهت حرکت عوض می شود.

2 ) هدف گیری مستمر آرمانها و همت بلند برای رسیدن به آنها

شاخص دوم انقلابی گری یعنی «همت بلند برای پیشرفت و رسیدن به آرمان ها» بدین معناست که در هیچ وضعی نباید از پیگیری اهداف بزرگ انقلاب و مردم منصرف شد یا به وضع موجود رضایت داد .

« تنبلی ، محافظه کاری و ناامیدی » نقطه مقابل این شاخص بوده و راه پیشرفت ، تمام نشدنی است و باید با انقلابی گری ، مدام در این مسیر حرکت کرد.

3 ) پایبندی به استقلال همه جانبه کشور

شاخص سوم انقلابی گری، یعنی « پایبندی به استقلال » در سه بعد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قابل تبیین هست .

معنای حقیقی استقلال سیاسی این است که فریب شیوه های مختلف دشمن را نخوریم و در هر موقعیتی، مراقب استقلال داخلی ، منطقه ای و جهانی باشیم.

باید شیوه ها و حیله گری های دشمنان به خصوص امریکا را شناخت , چرا که  آنها همیشه با تهدید جلو نمی آیند ، گاه با لبخند و حتی تملق حرف می زنند ، مثلاً نامه می نویسند که بیایید مشکلات جهانی را با مشارکت هم حل کنیم ، در این مواقع انسان ممکن است دچار وسوسه شود که خوب است برویم با یک ابرقدرت در حل مسائل بین المللی همکاری کنیم ، غافل از اینکه دشمن در باطن قضیه دنبال اهداف دیگری است.

دعوت دشمن برای همکاری در حل مسائل جهانی ، یعنی دعوت به کمک و ایفای نقش در « بازی و میدانی که او برای حل مسائل مورد نظرش ترسیم و تعیین کرده است » .

با این وصف بهمین دلیل ما در مسئله سوریه و مسائل مشابه ، حاضر نشدیم در ائتلاف به اصطلاح امریکایی شرکت کنیم، به این علت بود که می دانستیم آنها می خواهند از قدرت و نفوذ ما و دیگر کشورها در تحقق اهداف مورد نظرشان استفاده کنند .

اینجور کارها که در ظاهر منافاتی با استقلال ندارد، در عمل به معنای پر کردن جدول کاری دشمنان است و حقیقتاً ضد استقلال است.

دومین شاخه از شاخص استقلال , اهمیت بی بدیل « استقلال فرهنگی » را نشان میدهد , انقلابی گری یعنی « انتخاب سبک زندگی ایرانی اسلامی » و « پرهیز جدی از تقلید از غرب و بیگانگان » .  

باید توجه داشت ابزارهای جدید در فضای مجازی , ابزارهایی برای « مهندسی اطلاعات » و « تسلط غرب بر فرهنگ ملتها »ست , این ابزارها می توانند مفید باشند اما باید سلطه دشمن را از آنها سلب ، و به گونه ای عمل کرد که فضای مجازی به وسیله ای برای نفوذ و سلطه فرهنگی دشمن تبدیل نشود.

« استقلال اقتصادی » به معنای هضم نشدن در هاضمه اقتصاد جامعه جهانی است .

 امریکایی ها بعد از مذاکرات هسته ای گفتند: معامله هسته ای با ایران باید موجب ادغام اقتصاد ایران در جامعه جهانی بشود ، معنای این حرف این است که ایران در « نقشه و نظامی که سرمایه داران عمدتا صهیونیسم برای تصرف منافع مالی جهان ترسیم کرده اند»، هضم و جذب شود.

امریکاییها در تحریم ، فلج کردن اقتصاد ایران را دنبال می کردند ، اکنون نیز که مذاکرات به نتایجی منتهی شده ، می خواهند اقتصاد ایران در هاضمه اقتصاد جهانی که سردمدار آن امریکاست ، بلعیده شود.

اقتصاد مقاومتی تنها راه تحقق استقلال اقتصادی بوده و خوشبختانه دولت براساس گزارشی که داده است، در سال «اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل» اقداماتی را شروع کرده که اگر با همین قوت پیش برود ، یقیناً مردم آثارش را می بینند .

باید دقت داشت که در همه تصمیمات بزرگ و همه کارها از جمله قرارداد با کشورهای دیگر اقتصاد مقاومتی مد نظر قرارگیرد .

کسانی که رونق اقتصادی را صرفاً در گرو سرمایه گذاری خارجی می دانند , باید بدانند جذب سرمایه گذاری خارجی ، خوب و لازم است اما مهمتر از آن ، فعال کردن ظرفیت های درونی کشور است و نباید همه چیز را به جذب سرمایه گذاری های خارجی منوط کرد.

در خصوص فناوری های نو و پیشرفته نیز باید گفت , اگر کشورهای خارجی اینگونه فناوری ها را بدهند ، خوب است اما اگر هم ندهند ، جوانانی که ایران عزیز را در نانو، هسته ای و برخی عرصه های دیگر به یکی از 10 کشور برتر جهان تبدیل کرده اند ، در صورت برنامه ریزی صحیح، حتماً فناوریهای مورد نیاز کشور را تأمین خواهند کرد .

4 ) حساسیت در برابر دشمن و تبعیت نکردن از او

شاخص چهارم انقلابی گری یعنی «حساسیت در مقابل دشمن» است , و این به این معناست که همچون جبهه جنگ باید هر حرکت دشمن را رصد و تحلیل کرد ، اهداف او را شناخت و با حساسیت لازم در مقابل زهر احتمالی فعالیتهای دشمن ، پادزهر آماده کرد.

کسانی که با چشم بستن بر دشمنی های آشکار و مکرر امریکا ، سخن گفتن از دشمن را « توهم توطئه » می نامند، باید بدانند انکار دشمنی های عمیق ، مستمر و واضح امریکا با جمهوری اسلامی و ملت ایران ، توطئه ای است برای کاهش حساسیتها در مقابل شیطان بزرگ . زیرا خصومت امریکا با انقلاب ذاتی است و نظام سلطه با جنگ افروزی ، حمایت از تروریسم ، سرکوب آزادی خواهان و ظلم و ستم بر مظلومان فلسطینی ، طبیعت خود را آشکار کرده و نظام اسلامی نمی تواند در مقابل این سرکوبها ، ساکت و بی اعتنا بماند .

کمک مستقیم امریکا به کشور مهاجم به مردم یمن ، مشارکت در بمباران و کشتار مردم بیگناه بوده و براساس آموزه های اسلام ، نمی شود در مقابل این جنایات ساکت بود.

هر فرد و هر جریانی که برای اسلام و به نام اسلام کار می کند ، اگر به امریکا اعتماد کند ، دچار خطای بزرگ شده و سیلی آن را خواهد خورد .

در همین سالهای اخیر نیز برخی جریانهای اسلامی منطقه به اسم «عقل سیاسی» و «تاکتیک» با امریکاییها همکاری کردند ، اما اکنون چوب اعتماد به شیطان بزرگ را می خورند .

انگلیسیها نیز از دیگر دشمنان واقعاً خبیثِ ملت ایران هستند زیرا انگلیسیها هیچگاه از خباثت علیه ملت ایران دست بر نداشته اند .

در ادامه همین دشمنی هاست که دستگاه تبلیغاتی دولت انگلیس در سالگرد امام بزرگ و مطهر، با کمک امریکاییها و جعل سند ، علیه امام راحل ملت ایران تبلیغات می کند .

رژیم منحوس صهیونیستی نیز به موازات امریکا و انگلیس از دیگر دشمنان ملت ایران  بوده و باید در مقابل دشمنان حساس بود و در مقابل هر پیشنهاد آنها ، از جمله نسخه های سیاسی و اقتصادی احتیاط کرد که اگر این حساسیت باشد ، «عدم تبعیت» نیز به دنبال خواهد آمد که این همان «جهاد کبیر» است.

5 ) تقوای دینی و سیاسی

آخرین شاخص انقلابی گری یعنی « تقوای دینی و سیاسی» است , تقوای دینی یعنی تلاش و مراقبت برای تحقق همه اهدافی که اسلام برای جامعه تعیین و مطالبه کرده است.

در این زمینه نباید به محاسبه صرفاً عقلانی تکیه کرد ، زیرا پیگیری این اهداف ، تکلیف دینی است و هرکس اسلام را از حوزه های اجتماعی و سیاسی جدا کند ، دین مبین خدا را نشناخته است.

اگر تقوای دینی حاصل شد ، تقوای سیاسی نیز حاصل خواهد بود و انسان را در «لغزشگاه های سیاسی و مسئولیتی«  حفظ خواهد کرد.      
برای تجدید بیعت با آرمانهای امام راحل ، چند توصیه لازم هست :

نخستین آنها، « توجه به امام به عنوان یک الگوی کامل » است .چرا که  در نقشه راهی که امروز بیان و ترسیم شد ، امام در همه شاخص ها در بالاترین سطح قرار دارد و باید به عنوان یک الگوی کامل مورد توجه و اهتمام قرار گیرد .

تأمل و تعمق مستمر در صحیفه امام و وصیتنامه ایشان و انس گرفتن با گفتار و مواضع امام را ، راهی برای الگو قرار دادن آن عزیز به عرش سفر کرده است .

دومین توصیه « فراموش نکردن تجربه حاصل شده از مذاکرات هسته ای  » است , این تجربه به ما می آموزد که اگر در مقابل امریکا حتی تنازل کنیم ، او هیچگاه از نقش مخربش دست بر نمی دارد . 

در مذاکرات با 1 + 5 و حتی مذاکرات جداگانه با امریکا در موضوع هسته ای که  با تلاش برادران فعال ما ، مذاکرات به نقاط مشترکی رسید , اما امریکا تاکنون در «عمل به تعهدات خود » ، بدقولی و بد عهدی کرده و دبّه درآورده است , خیلی ها قبل از مذاکرات هسته ای نیز این رفتار امریکا را می دانستند و پیش بینی می کردند اما برخی نمی دانستند که حالا باید بدانند , اگر بر فرض محال در هر زمینه ای از جمله حقوق بشر، موشکی، تروریسم، لبنان، فلسطین و هر قضیه دیگری با امریکا ، بحث و مذاکره کنیم و از اصول و مواضع خود کوتاه هم بیاییم ، او کوتاه نمی آید و بعد از لبخندها و تبسم ها و حرفها، در عمل اهداف خود را دنبال می کند . 

توصیه سوم اتحاد دولت و ملت است , هرکسی در مقاطع مختلف ممکن است از دولتی خوشش بیاید یا نیاید که البته ایرادی ندارد اما اتحاد ملت و دولت ، نباید در هیچ حالتی بر هم بخورد.

البته انتقاد و مطالبه از دولت بی اشکال است و با وحدت منافاتی ندارد اما همانگونه که در زمان همه دولت ها این توصیه  گفته شده است ، باید مراقب بود نقار و کدورت به وجود نیاید و همه در مقابل تهدیدها و دشمنی ها ، هم دوش و هم دل باشند.

وحدت ، منافاتی با عمل به وظایف قانونی قوا ندارد اما نباید با احساسات شخصی یا جناحی ، همدلی و همراهی قوا را خدشه دار کرد.

باید از بیان حرفهایی که « دو جریانی » ، « دو قطبی گری » و « تخاصم » به وجود می آورد خودداری کرد تا دشمن ، همه ایران را یکپارچه ببیند .

چهارمین توصیه ، » جبهه ای دیدن تقابل با امریکا  « است , امریکا البته در مرکز این جبهه قرار دارد اما امتداد این جبهه به جاهای گوناگون و گاه حتی به داخل کشور کشیده می شود که باید مراقب فعالیتهای همه شاخه های پنهان و پیدای این جبهه بود .

پنجمین توصیه  « برجسته بودن و پررنگ ماندن خطوط فاصل با دشمنان » است ,

برخی جریانهای داخلی با غفلت از این ضرورت ، خطوط مرزی را حفظ نکردند و فاصله گذاری ها ، تضعیف و کم رنگ شد اما باید مراقب باشیم خطوط مرزی با دشمنان انقلاب و امام و ملت کم رنگ نشود.

ششمین توصیه اعتماد کامل به وعده نصرت خدا است و باید مطمئن بود آینده به کوری چشم دشمنان از آن ملت و جوانان ایران است .

 

 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :