پورتال اندیشمندان علوم انسانی و اسلامی
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

493رکورد در مدت زمان 0.046ثانیه
عبارت مورد جستجو :
پیام وعده پیروزی رهبر انقلاب به رزمندگان مقاومت اسلامی در لبنان در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ را سردار قاسم سلیمانی به حزب الله و دبیر کل آن منتقل کرد.
هیئت های مذهبی در طول تاریخ به خصوص در طول تاریخ تشیع در ایران، عامل اصلی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مردم و نهادینه کردن آن بوده اند. رهبر معظم انقلاب راجع به این موضوع فرموده اند: «ما مسلمان ها و به خصوص ما شیعیان، امتیازی داریم که دیگر ملیت ها و ادیان این امتیاز را به قدر ما ندارند و آن عبارت است از اجتماعات دینی که به شکل روبه رو، چهره به چهره، نفس به نفس تشکیل می شود که این را در جاهای دیگر دنیا و در ادیان دیگر کمتر می شود پیدا کرد. هست؛ نه به این قوّت، نه به این وسعت، نه به این تأثیرگذاری و محتواهای راقی.»
رسالت حوزه تربیت رهبران دینی و سیاسی است/ حوزه فقط فقه و اصول و فلسفه نیست. شاید یک زمانی بود؛ اما امروز شرایط تغییر کرده است/ برخورد معقولانه بهترین راه مواجهه با جریان هاست
امروز شاید بتوان گفت جریان ها همان افراد هستند/ شناسایی رهبران فکری که اهل ایده هستند جریان شناسی است/ چیزی که حوزه امروز به آن نیاز دارد و مقام معظم رهبری بارها بر آن تأکید کردند مسئلۀ فقه حکومتی است/ از هنرهای حضرت امام (ره) این بود که ابواب فراموش شده فقه را بیان کرد که هیچ کسی جرأت ورود به این عرصه را نداشت؛ یکی از این ابواب سیاست و دیگری جهاد بود
وبسایت آمریکایی المانیتور با انتشار این تحلیل نوشت: قاسم سلیمانی فرمانده نیروی ویژه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اخیرا فعالیت های شاخه نظامی حماس، گردان عزالدین قسام، تیپ شهدای الاقصی، گردان ناصر صلاح الدین، تیپ ابوعلی مصطفی، جهاد اسلامی و همه گروه های مقاومت را ستود. تجلیل آقای سلیمانی از حماس قابل توجه است. سال ۱۳۹۱ که روابط حماس با سوریه به تیرگی انجامید، روابط با ایران و حزب الله لبنان نیز به سردی گرائید.
آیا کسانی که از دنیا رفته اند و در عالم برزخ، زندگی برزخی را می گذرانند با دنیا ارتباط دارند، یا خیر؟ اگر ارتباط دارند این ارتباط چگونه است و در چه زمان هایی اتفاق می افتد؟ اینها مسائلی است که در احادیث و روایات به آنها اشاره شده است. بر اساس احادیث و روایاتی که در این زمینه از پیشوایان دین به ما رسیده، روح انسان ها پس از مرگ می توانند از مسائل دنیا آگاهی پیدا کنند و تا حدودی از احوال خانواده خود آگاه شوند. در کتاب کافی در سرفصلی با نام «أَنَّ الْمَیِّتَ یَزُورُ أَهْلَه‏،» روایاتی در این موضوع وجود دارد که برای نمونه چند روایت را بیان می کنیم. ۱. راوی می گوید از امام کاظم(ع) پرسیدم: آیا مؤمن(بعد از مرگ) به دیدار خانواده اش مى‏رود؟! امام(ع) فرمود: آرى، گفتم: هر چند وقت یکبار؟! فرمود: بر حسب فضایلشان؛ پاره ‏اى از آنان هر روز و پاره ‏اى هر سه روز.[1] ۲. اسحاق بن عمار مى‏گوید: در اثناى کلام امام کاظم(ع) دریافتم که کمترین آنان هر جمعه (خانواده خود را زیارت مى‏کنند)؛ پس گفتم: در چه ساعتى؟ فرمود: «هنگام زوال خورشید یا مثل آن، خداوند فرشته‏اى را با او روانه مى‏کند تا چیزهایى را به او نشان دهد که شاد شود و از وى چیزهایى را بپوشاند که او را غمگین می کند»
عرش و کرسی چیست؟ 1 تیر 1393 18:29
درباره ی عرش و کرسی مفسران قرآن، با استفاده از آیات و روایات چند معنا را احتمال داده اند. برخی گفته اند، عرش و کرسی یک چیز است با دو نام، هر دو تعبیر کنایی از مقامی است که امر تدبیر جهان از آنان ناشی می شود. عده ای دیگر معتقدند: 1. منظور از کرسی، منطقه و نفوذ علم الاهی است؛ یعنی علم خداوند به جمیع آسمان و زمین احاطه دارد و چیزی از قلمرو نفوذ علم خدا بیرون نیست. 2. عرش و کرسی مقام سلطنت و تدبیر الاهی است، اما کرسى قلمرو و نفوذ خداوند بر مجموعه ی عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و کهکشانها و سحابیها، و عرش قلمرو و نفوذ خداوند بر عالم ارواح و فرشتگان و جهان ماورای طبیعت است. 3. عرش موجودی خاص و حقیقی است، نه تعبیر کنایی از مقام ربوبیت و کرسی موجودی وسیع تر از آسمان ها و زمین که از هر سو آنها را احاطه کرده است. 4. در برخی از آیات عرش موجود حقیقی و در برخی دیگر معنای عرش تعبیر کنایی است.
گرچه ما به معنای واقعی و کیفیت دقیق آنچه به عنوان «نگارش بر عرش» عنوان شده واقف نیستیم اما اجمالاً می توان گفت که بر اساس برخی از روایات، کلمه «لا اله الا الله»، رسالت پیامبر اسلام(ص) و یاری آن حضرت توسط علی (ع) از جمله عباراتی است که بر روی عرش نوشته شده است، در این رابطه به چند حدیث اشاره می کنیم. 1. از ام سلمه گزارش شده است، رسول خدا(ص) فرمود: شبى که مرا به آسمان بردند نگاه کردم بر عرش نوشته بود: «لا اله الا اللَّه، محمد رسول اللَّه»؛ خدایى جز خداى یگانه نیست، و محمد فرستاده او است. به وسیله على او را تأیید و یارى کردم، سپس انوار على، فاطمه، حسن، حسین، على بن الحسین، محمد بن على، جعفر بن محمد، موسى بن جعفر، على بن موسى، محمد بن على، على بن محمد، حسن بن على را دیدم، و نور حجت را در میان آنها دیدم که مانند ستاره درخشان، نورانى بود. گفتم: پروردگارا! این کیست و آنها چه کسانی هستند؟
جهنم مانند بهشت، دارای طبقاتی است که هر یک از طبقات، با دیگری تفاوت دارد[1] و بدترین مکان جهنم، قعر آن است.[2] عموماً برای این معنا در اصطلاحات روزمره از کلمه «أسفل سافلین» استفاده می شود که یک بار در قرآن ذکر شده است.[3] برخی از مفسران احتمال داده اند که این کلمه در قرآن نیز اشاره به قعر جهنم دارد؛[4] با این حال برخی دیگر معنای دیگری را مطرح کرده و معتقدند ارتباطی میان اسفل سافلین با قعر جهنم وجود ندارد. تعبیر دیگری در قرآن وجود دارد که اشاره به پایین ترین نقطه جهنم دارد: «إِنَّ الْمُنافِقینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصیراً»؛[6] در این آیه، اگرچه منافقان را در چنین جایگاه بدی می داند، اما قطعاً به معنای اختصاص آن به آنها نیست و افراد دیگری نیز وارد آن می شوند.
خدایا! در این سال و هر سال، تا زمانى که عمرم باقى است و در آسایش و گشایش روزى به سر مى برم، زیارت خانه ات ـ بیت الحرام ـ را نصیبم گردان. و مرا از درک موقف هاى گرامى و دیدن مکان هاى شریف و زیارت قبر پیغمبرت ـ که درودت بر او و آلش باد ـ محروم مکن. و در برآوردن جمیع احتیاجات دنیا و آخرتم یارىام کن. اى خدا! از تو درخواست مى کنم هر آنچه از قضا و قَدَرت را که در شب قدر حتمى قرار دادى و دیگر برگشت و تغییرى نمى پذیرد، مرا از حجاج بیت الحرامت قرار دهى. حاجیانى که حجشان پسندیده، سعیشان پذیرفته، گناهانشان آمرزیده و اعمال بدشان بخشیده شده است. و عمر طولانى در راه بندگى ات و روزىام را فراوان قرار ده و امانت ها و قرضم را ادا فرما.
  • تعداد رکوردها : 493