پورتال اندیشمندان علوم انسانی و اسلامی andishmandan.tebyan.net
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

اخبار برگزیده



  • اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.دوم: «شیخ طوسی» در کتاب «مصباح المتهجّد» روایتی را از امام جواد (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در ماه رجب، شبی است که از تمام آنچه که خورشید بر آن می تابد بهتر است و آن شب، شب «بیست و هفتم» ماه رجب است که در صبح این شب، رسول خدا(ص) به رسالت مبعوث گردید و از شیعیان ما هر کس در آن شب عملی را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل 60 سال خواهد بود.»



  • ماه در ايامي خاص با توجه به حركتش نسبت به زمين، آثاري وضعي بر روي زمين مي گذارد آثاري كه سبب جزر و مد آب دريا و اقيانوس ها و همچنین تاثيراتي بر جسم انسان مي شود. در روايات از اقدام برای انعقاد نطفه و هر کار مهمی در اين ايام به صورت جدی نهي شده است .



  • از منابع تاریخی قدیم و جدید و تحقیقات محققان معاصر به دست می آید که خوارج نخستین، بیشتر از اعراب بادیه نشین بودند؛ در سال های پایانی عمر پیامبر اسلام(ص) بسیاری از قبایل عرب به میل خود و گروهی به اکراه اسلام آوردند. قرآن کریم می فرماید: «قالَتِ الاعرابُ آمَنّا قُل لَم تُؤمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أسْلَمْنا ولَمّا یَدخُل الایمانُ فی قُلُوبِکم وَ إنْ تُطِیعُوا اللّه و رَسُولَهُ لایَلِتْکُم مِنْ أعمالِکم شَیئا إنَّ اللُهَ غَفورٌ رَحِیم(2.سوره حجرات،آیه 14) عرب های بادیه نشین گفتند: ما ایمان آوردیم، به آنها بگو شما ایمان نیاوردید؛ چون حقیقت ایمان هنوز در قلب شما داخل نشده است، بلکه بگویید که اسلام آوردیم و اگر از خدا و رسول وی اطاعت کنید، از اجر اعمال شما هیچ کاسته نخواهد شد؛ که خداوند آمرزنده و مهربان است



  • ویژگی مهم مذهب داود تمسک به ظاهر نصوص (آیات و روایات) است و به همین جهت مذهب او را ظاهری می نامند، و فقه او غیر نصوص چیز دیگری ندارد، او در این روش راه افراط می پیماید و جمود بر ظاهر نصوص دارد بنحوی که هیچ تعلیل و تأویلی را نمی پذیرد، بلکه بالاتر می گوید: خداوند هیچ کاری را بجهت علتی انجام نمی دهد، حتی اگر خدا و رسول علت حکمی را بیان کنند نمی توان در غیر مورد آن سرایت داد، چون نهایت آن این است که آن چیز سبب این مورد خاص است، پس نمی توان گفت که هر جا این علت هست آن حکم هم هست



  • اشعری هیچ گاه به طور جدی با اهل حدیث مقابله نکرد و حتی از احمد بن حنبل به تجلیل یاد کرد [۱۰] و در گام نخست با نگارش کتاب «الابانه» به تبیین عقاید اهل حدیث پرداخت؛ اما به تدریج کوشید از سخافت و جمود باورهای عقل ستیز آنان بکاهد و با دلایل و توجیهات عقل پسند، آنها را از افراط در دیدگاه تعبدگرایی باز دارد و به نحله عقل گرایان نزدیک کند. بدین روی پایه گذار «مکتب اشاعره» شد و گرایشی میانه در عقل گرایی و تعبدگرایی بین دو نحله اهل حدیث و معتزله برای خود برگزید و بهره مند از بیش ترین پیروان در میان جامعه اهل سنت گردید



  • هانری کوربن دو مطلب را عامل تغییر جهت اشعری دانسته که عبارتند از: 1. روش فکری معتزله که برای عقل ارزش مطلق قائل است به محو دین منتفی می‏گردد، زیرا عقل، بدون قید و شرط جانشین ایمان می‏شود، هر گاه عقل فراتر از مسلمات دینی باشد، پس ایمان به خدا وآنچه از جانب او نازل شده است چه فایده‏ای دارد؟ 2. از دیدگاه قرآن ایمان به غیب اصل اساسی حیات دینی به شمار می‏رود، و ایمان به غیب فراتر از دلایل عقلی است، بنابراین اتکاء به عقل به عنوان دلیل مطلق در قلمرو دینی با اصل ایمان به غیب ناسازگار است. ولی در مکتب اشعری در عین اینکه در قلمرو دلایلی که باید برای عقاید جزمی و اصول دین آورده شود، دلیل عقلی ارزش ویژه خود را دارد و بر خلاف ظاهرگرایان، توسل به دلیل عقلی بدعت و زندقه به شمار نمی‏رود، با این حال عقل در مقابل ایمان و مسلمات دینی حجت مطلق شناخته نمی‏شود (هانری کربن، تاریخ فلسفه اسلامی،



  • شیخ مفید نیز پس از آنکه نظریه امامیه را درباره عینیت صفات خدا با ذات او یادآور شده، می گوید: «اکثریت معتزله همین عقیده را دارند.جز ابو هاشم جبایی که نظریه حال را ابداع کرده است» .مقصود از حال صفاتی است که نه موجود است و نه «معدوم» وی این نظریه را برای رهایی از مشکل صفات زاید بر ذات ابداع کرده، زیرا مثلا عالمیت در عین اینکه صفت ذاتی خدا است، چون موجود نیست، پس زاید بر ذات نخواهد بود.البته این نظریه نامعقول است، چنانکه در کتب کلام نادرستی آن اثبات شده است.مؤلفان تاریخ فلسفه در جهان اسلامی نیز این مطلب را یادآور شده اند که مقصود معتزله از نفی صفات، نفی صفات زاید بر ذات بوده است، نه نفی صفات به طور مطلق



  • وهابیها می گویند: روز قیامت، خدا به صحرای محشر می آید؛ زیرا خود او فرموده است: «وَ جَاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفّا صَفّا» و خداوند به هر یک از آفریده هایش هر طور که بخواهد نزدیک می شود؛ همچنان که خود او فرموده است: «نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» آنان، به موجب آیه «بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ» دو دست و از ظاهر آیه «وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِاَعْیُنِنَا» دو چشم و از آیه «فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ» صورت و چهره برای خدا اثبات می کنند



  • مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی (ره) دچار بیماری معده شده بودند، پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند را برایش ترجمه کند. مرحوم آیت الله میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می کردند، پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم، وقتی دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت:



  • قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله: اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منينَ لا تَبْرَدُ اَبَداً. ترجمه: پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود: براى شهادت حسين عليه السلام ، حرارت و گرمايى در دلهاى مؤ منان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود. جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 556


 



      اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.دوم: «شیخ طوسی» در کتاب «مصباح المتهجّد» روایتی را از امام جواد (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در ماه رجب، شبی است که از تمام آنچه که خورشید بر آن می تابد بهتر است و آن شب، شب «بیست و هفتم» ماه رجب است که در صبح این شب، رسول خدا(ص) به رسالت مبعوث گردید و از شیعیان ما هر کس در آن شب عملی را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل 60 سال خواهد بود.»


 تاریخ ارسال:1396/12/28/09:01 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      ماه در ايامي خاص با توجه به حركتش نسبت به زمين، آثاري وضعي بر روي زمين مي گذارد آثاري كه سبب جزر و مد آب دريا و اقيانوس ها و همچنین تاثيراتي بر جسم انسان مي شود. در روايات از اقدام برای انعقاد نطفه و هر کار مهمی در اين ايام به صورت جدی نهي شده است .


 تاریخ ارسال:1396/12/26/22:24 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      از منابع تاریخی قدیم و جدید و تحقیقات محققان معاصر به دست می آید که خوارج نخستین، بیشتر از اعراب بادیه نشین بودند؛ در سال های پایانی عمر پیامبر اسلام(ص) بسیاری از قبایل عرب به میل خود و گروهی به اکراه اسلام آوردند. قرآن کریم می فرماید: «قالَتِ الاعرابُ آمَنّا قُل لَم تُؤمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أسْلَمْنا ولَمّا یَدخُل الایمانُ فی قُلُوبِکم وَ إنْ تُطِیعُوا اللّه و رَسُولَهُ لایَلِتْکُم مِنْ أعمالِکم شَیئا إنَّ اللُهَ غَفورٌ رَحِیم(2.سوره حجرات،آیه 14) عرب های بادیه نشین گفتند: ما ایمان آوردیم، به آنها بگو شما ایمان نیاوردید؛ چون حقیقت ایمان هنوز در قلب شما داخل نشده است، بلکه بگویید که اسلام آوردیم و اگر از خدا و رسول وی اطاعت کنید، از اجر اعمال شما هیچ کاسته نخواهد شد؛ که خداوند آمرزنده و مهربان است


 تاریخ ارسال:1396/12/11/08:55 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      ویژگی مهم مذهب داود تمسک به ظاهر نصوص (آیات و روایات) است و به همین جهت مذهب او را ظاهری می نامند، و فقه او غیر نصوص چیز دیگری ندارد، او در این روش راه افراط می پیماید و جمود بر ظاهر نصوص دارد بنحوی که هیچ تعلیل و تأویلی را نمی پذیرد، بلکه بالاتر می گوید: خداوند هیچ کاری را بجهت علتی انجام نمی دهد، حتی اگر خدا و رسول علت حکمی را بیان کنند نمی توان در غیر مورد آن سرایت داد، چون نهایت آن این است که آن چیز سبب این مورد خاص است، پس نمی توان گفت که هر جا این علت هست آن حکم هم هست


 تاریخ ارسال:1396/12/11/08:50 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      اشعری هیچ گاه به طور جدی با اهل حدیث مقابله نکرد و حتی از احمد بن حنبل به تجلیل یاد کرد [۱۰] و در گام نخست با نگارش کتاب «الابانه» به تبیین عقاید اهل حدیث پرداخت؛ اما به تدریج کوشید از سخافت و جمود باورهای عقل ستیز آنان بکاهد و با دلایل و توجیهات عقل پسند، آنها را از افراط در دیدگاه تعبدگرایی باز دارد و به نحله عقل گرایان نزدیک کند. بدین روی پایه گذار «مکتب اشاعره» شد و گرایشی میانه در عقل گرایی و تعبدگرایی بین دو نحله اهل حدیث و معتزله برای خود برگزید و بهره مند از بیش ترین پیروان در میان جامعه اهل سنت گردید


 تاریخ ارسال:1396/12/11/08:47 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      هانری کوربن دو مطلب را عامل تغییر جهت اشعری دانسته که عبارتند از: 1. روش فکری معتزله که برای عقل ارزش مطلق قائل است به محو دین منتفی می‏گردد، زیرا عقل، بدون قید و شرط جانشین ایمان می‏شود، هر گاه عقل فراتر از مسلمات دینی باشد، پس ایمان به خدا وآنچه از جانب او نازل شده است چه فایده‏ای دارد؟ 2. از دیدگاه قرآن ایمان به غیب اصل اساسی حیات دینی به شمار می‏رود، و ایمان به غیب فراتر از دلایل عقلی است، بنابراین اتکاء به عقل به عنوان دلیل مطلق در قلمرو دینی با اصل ایمان به غیب ناسازگار است. ولی در مکتب اشعری در عین اینکه در قلمرو دلایلی که باید برای عقاید جزمی و اصول دین آورده شود، دلیل عقلی ارزش ویژه خود را دارد و بر خلاف ظاهرگرایان، توسل به دلیل عقلی بدعت و زندقه به شمار نمی‏رود، با این حال عقل در مقابل ایمان و مسلمات دینی حجت مطلق شناخته نمی‏شود (هانری کربن، تاریخ فلسفه اسلامی،


 تاریخ ارسال:1396/12/11/08:43 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      شیخ مفید نیز پس از آنکه نظریه امامیه را درباره عینیت صفات خدا با ذات او یادآور شده، می گوید: «اکثریت معتزله همین عقیده را دارند.جز ابو هاشم جبایی که نظریه حال را ابداع کرده است» .مقصود از حال صفاتی است که نه موجود است و نه «معدوم» وی این نظریه را برای رهایی از مشکل صفات زاید بر ذات ابداع کرده، زیرا مثلا عالمیت در عین اینکه صفت ذاتی خدا است، چون موجود نیست، پس زاید بر ذات نخواهد بود.البته این نظریه نامعقول است، چنانکه در کتب کلام نادرستی آن اثبات شده است.مؤلفان تاریخ فلسفه در جهان اسلامی نیز این مطلب را یادآور شده اند که مقصود معتزله از نفی صفات، نفی صفات زاید بر ذات بوده است، نه نفی صفات به طور مطلق


 تاریخ ارسال:1396/12/11/08:39 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      وهابیها می گویند: روز قیامت، خدا به صحرای محشر می آید؛ زیرا خود او فرموده است: «وَ جَاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفّا صَفّا» و خداوند به هر یک از آفریده هایش هر طور که بخواهد نزدیک می شود؛ همچنان که خود او فرموده است: «نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» آنان، به موجب آیه «بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ» دو دست و از ظاهر آیه «وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِاَعْیُنِنَا» دو چشم و از آیه «فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ» صورت و چهره برای خدا اثبات می کنند


 تاریخ ارسال:1396/12/11/08:34 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی (ره) دچار بیماری معده شده بودند، پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند را برایش ترجمه کند. مرحوم آیت الله میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می کردند، پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم، وقتی دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت:


 تاریخ ارسال:1396/8/2/20:06 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله: اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منينَ لا تَبْرَدُ اَبَداً. ترجمه: پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود: براى شهادت حسين عليه السلام ، حرارت و گرمايى در دلهاى مؤ منان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود. جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 556


 تاریخ ارسال:1396/6/31/06:53 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      طبري درباره اين توهّم ساختگي مي نويسد : « يك يهودي به نام عبدالله بن سبا در صنعا ، در زمان عثمان اظهار مسلماني كرد و در بين مسلمانان نفوذ نمود و شروع به رفت و آمد در شهرها و مراكز مسلمانان همچون شام ، كوفه ، بصره ومصر كرده و بشارت مي داد كه پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله ) هم مانند عيسي بن مريم باز خواهد گشت و علي ( عليه السلام ) وصيّ محمد ( صلّي الله عليه وآله ) است ، آنگونه كه هر پيامبر را جانشيني است . وعلي خاتم اوصياست ، آن سان كه حضرت محمد خاتم پيامبران است و عثمان حق اين وصيّ را غصب كرده و در حق او ستم نموده است ، پس بايد با او مبارزه كرد تا حق به حقدار برسد .


 تاریخ ارسال:1396/5/6/22:24 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      باید با استفاده از تجربه مذاکرات هسته ای یعنی اثبات ضرورت بی اعتمادی به امریکا، مسیر حرکت و پیشرفت کشور را ادامه داد.امام خمینی «مؤمنِ متعبدِ انقلابی» بوده چرا که امام بزرگوار، « مؤمن به خدا « ، « مؤمن به مردم»، «مؤمن به هدف» و « مؤمن به راهی بود که او را به این هدف می رساند».امام، « امامِ انقلابی » بود و همین صفت علت اصلی عصبانیت قدرتهای مادی از ایشان است.قدرتها از کلمه انقلاب و انقلابی گری ملت ایران به شدت هراس دارند و علت اصلی فشارهایی که در طول سالهای متمادی با بهانه های مختلف از جمله موضوع هسته ای و حقوق بشر به ملت وارد شده است ، خصوصیت انقلابی گری ملت ایران و نظام اسلامی است.


 تاریخ ارسال:1396/2/14/23:26 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مک بوده است زیرا هارون فرزند خود «امین» را به یکی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مکیان از مقام خود بیفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند. گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود؛ و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می دهند تا آنجا که ملکی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم که می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افکنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.


 تاریخ ارسال:1396/2/1/18:55 آرشیو :

    ادامه مطلب

 



      در زمان حیات امام صادق(ع) کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق(ع) عده ای چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام می دانند و همینطور به ترتیب و به تفضیلی که در کتب اسماعیلیه مذکور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگ ترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضی او را عبدالله افطح می دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق (ع) را نداشت و به قول شیخ مفید در”ارشاد” متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگ ترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند روی از او برتافتند و فقط عده قلیلی از او پیروی کردند که فطحیه موسوم هستند


 تاریخ ارسال:1396/2/1/18:51 آرشیو :

    ادامه مطلب